سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم




















سوارکاری

یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.

 


وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:

- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!
- آه چه جالب، شما یه مرد هستید!
مرد با تعجب میگه:
- بله، چطور م؟
- چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!
- منظورتون چیه؟
- این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!
مرد با هیجان زیادی میگه:
- اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!
زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:
- یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!
- بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!
زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.
ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:
- مگه شما نمینوشین؟
زن با شیطنت خاصی میگه:- نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!!


نوشته شده در پنج شنبه 89/10/30ساعت 4:49 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

سه شرط دارم

 

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی مرد روزهای سخت مردی با عبای شکلاتی با حضور در کنفرانس خبری که زیر بارش انواع گمانه زنی ها در مورد او برگزار شد، در گفتگویی اختصاصی با  هفته نامه ما به بیان سه شرط خود برای شرکت در انتخابات آتی پرداخت:

1-تبعید مادام العمر دکتر محمود احمدی نژاد به سنگال

2-تغییر نام روز 9در از "روز بصیرت و میثاق با ولایت" به روز "گفتگوی تمدن ها"

3-حضور یکک کاروان از زنان ایتالیایی در ایران دست و روبوسی با مسئولان و مقامات ایران و عکس و فیلم یادگاری گرفتن در حد یک آلبوم 100 صفحه ای با ژست های متنوع و گوناگون

1+3- انتخاب "ساسی مانکن" به عنوان چهره ماندگار موسیقی در دوره بعدی همایش چهره های ماندگار

2+3- امضای تفاهم نامه مابین "بنیاد سروس" و کمیسیون امنیت ملی مجلس

3+3- ثبت عنوان "مردی با عبای شکلاتی" در فهرست آثار تاریخی یونسکو و کتاب گینس

4+3- انتصاب "فاطمه معتمد آریا" به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

5+3- انتصاب حجت الاسلام کروبی،‌شیخ شجاع اصلاحات، بعنوان ریسس قوه قضاییه ، ریاست کل زندان های کشور، سخنگوی دولت، مشاور وزیر نفت و...

6+3- چاپ کتابی از بیانیه های مهندس میرحسین موسوی و ترجمه به زبان روز دنیا، انتخاب به عنوان کتاب برتر سال جمهوری اسلامی ایران و اعطای لقب و نشان زیرین "پدر بیانیه نویس ایران" به وی

7+3 -ریاست جمهوری من، مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی به صورت گردشی و مادام الاعمر

8+3- انتصاب سرکار خانم شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و جنبش زنان، برنده جایزه صلح نوبل به دادستانی کل کشور

9+3- انتصاب مهدی هاشمی به عنوان ریس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی و ستاد مبارزه با قاچاق کالا

10+3- انتصاب هاله اسفندیاری به عنوان وزیر اطلاعات

11+3-اعدام حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان با گیوتین

12+3-انتصاب سرکار خانم زهرا رهنورد، روشنفکترین بانوی ایران، عروس آذربایچان و همسر لرستان، به عنوان رئیس سازمان تربیت بدین

خاتمی در پاسخ به این سوال که چرا شروط بیشتر و سخت تری را در نظر نگرفته است گفت: علی رغم همه ی بی مهری هایی که از جانب مسئولان نظام با من شده است ولی هم چنان ایران را دوست دارم و حاضرم برای خدمت به ایران رئیس جمهور شوم، حتی اگر مردم نخواهند.

وی با اشاره به اینکه او متعلق به همه مردم ایران است افزود: اگر می بینید با عبای خاکستری در جمع شما حاضر شده ام به این دلیل است که عبای شکلاتی خود را شسته و روی بند رخت آویزان کرده ام و هنوز خشک نشده است.


نوشته شده در دوشنبه 89/10/13ساعت 5:42 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!

روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیر مرد به همراه بیست اسب وحشی به خانه برگشت. این بار همسایه ها برای تبریک نزد پیرمرد آمدند: عجب اقبال بلندی داشتی که اسبت به همراه بیست اسب دیگر به خانه بر گشت!

پیر مرد بار دیگر در جواب گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ فردای آن روز پسر پیرمرد در میان اسب های وحشی، زمین خورد و پایش شکست. همسایه ها بار دیگر آمدند: عجب شانس بدی! وکشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ وچند تا از همسایه ها با عصبانیت گفتند: خب معلومه که از بد شانسیه تو بوده پیرمرد کودن!

چند روز بعد نیروهای دولتی برای سربازگیری از راه رسیدند و تمام جوانان سالم را برای جنگ در سرزمینی دوردست با خود بردند. پسر کشاورز پیر به خاطر پای شکسته اش از اعزام، معاف شد.

همسایه ها بار دیگر برای تبریک به خانه پیرمرد رفتند: عجب شانسی آوردی که پسرت معاف شد! و کشاورز پیر گفت: از کجا میدانید که…؟


نوشته شده در دوشنبه 89/3/10ساعت 10:31 صبح توسط اکبری نظرات ( ) |

دومین دوره کارگاه آموزشی داوری درجه 3 به 2 از تاریخ 12 لغایت 14 مردادماه در باشگاه شهدا برگزار می گردد.

مدرس: سرکار خانم مونا هداوند خانی

مبلغ ثبت نام 1/000/000 ریال

محل برگزاری: باشگاه شهدا

 مدارک لازم:

- دو قطعه عکس

- فتوکپی شناسنامه یک برگ

  معرفی نامه از هیات استان

واجدین شرایط  شرکت در کلاس عبارتند از تمامی داوران درجه 3 که مدارک داوری خود را حداکثر تا پایان 1381 اخذ نموده باشند و طبق معرفی هیات استان همکاری در مسابقات داشته باشند.

افرادی که  بعد از سال 1381 مدرک داوری خود را اخذ کرده اند می توانند فقط در کلاس حضور داشته باشند مدرک داوری نخواهند گرفت


نوشته شده در دوشنبه 89/3/10ساعت 10:28 صبح توسط اکبری نظرات ( ) |

ضد سوزش برای اعضای شورش


نوشته شده در چهارشنبه 88/10/16ساعت 5:30 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

این کتاب در سال ???? به چاپ رسیده و افراده محدودی از داشتن آن بهره می برند . من با کپی برداری از این کتاب و قرار دادن آن در وبلاگ قصد دارم تا همه بتوانند از مطالب ارزشمند آن بهره ببرند.واقعا کتاب خوبیه!!  در قسمت های بعدی مطالب بیشتری قرار خواهم داد.

سوارکاری

( درساژ ، پرش ، مسابقات صحرایی)

نوشت? : گانر هدلند

ترجم? : دکتر محمد تقی ابراهیم پور – مهندس فرامرز پزشک نیا

عکس و نوشته به یادگیری سوارکاری کمک می کنند.

شکی نیست که اسب سواری کار مشکلی است . که این هم خود جذبه بیشتری برای آن به وجود می آورد. عملآ ، قهرمان شدن و به صورت بهترین سوارکار در آمدن غیر ممکن است ، اما پیشرفت روزانه و لحظه به لحظه همیشه مقدور است . سوارکاری تنها عامل شادمانی فرد نیست ، بلکه راهی است به سوی ایجاد ارتباط بدنی و فیزیکی بین سوارکار و اسب و هرچه پیشرفت سوارکار بیشتر و بهتر باشد ، این ارتباط بیشتر و بهتر خواهد بود . بسیار مهم است که آموزش سوارکاری زیر نظر مربی آغاز گردد ، اما یک کتاب گویا با عکسهای مناسب و آموزنده ، هم می تواند یاور درسهای استاد باشد و هم آموزنده و هم مرجعی برای نو آموز ….. این است هدف و مقصود از نوشتن این کتاب ، به جاست که نوآموز همچنانکه پیشرفت می کند مانند یک سوارکار با تجربه ، در موقع سواری ، به اعضاء و اندام خود توجه داشته و در فهم مطالب گفته شده به وسیله مربی تلاش کند.اسب سواری ورزشی نیست که به تنهایی انجام گیرد بلکه حاصل همکاری وهم آهنگی دو موجود زنده است اسب وسوار به گونه ای که این دو موجود تشکیل واحد مشترکی را می دهند برای تحصیل بهترین نتیجه سوارکار باید ملایم وبا حوصله کار کند تا حس اطاعت و توجه و فرمانبرداری اسب را برانگیزد واز آن بهره گیرد . هدف این کتاب این است که توجه سوار کار را به پیشرفت در کار خود معطوف دارد و این کار با عکس و گفتار به سوار کار می آموزد و یاد می دهد که چگونه اسب وسوارکار می توانند وجود واحدی بشوند. ابتدا سوارکار باید آناتومی اسب در ارتباط با حرکات وعضلات اسب و ارتباط آنها با همدیگر وعکس العملها وساختمان مغز ودید اسب شرح داده شده است. کره باید زیر نظر تیز بین و دقیق مادر خود تربیت شده ودر حرکات وتمرینات او حتی المقدور شرکت داده شود تا اطمینانی را که مادر به انسان دارد به کره خود منتقل سازد. لازم است که سوارکاران آگاهی ها و آشنایی های ابتدایی واصلی را دارا باشند تا با خواندن و پیگیری نوشته های این کتاب به پیشرفت نایل ایند مثلا لنژ گذاشتن عبور درست از روی کاوالیتی ها وطرق استفاده ازکمکها . زمانی که سوارکاری روشهای حرکت اسب به ویژه حرکات جانبی آن را تجربه می کند در می یابد که در این رابطه و در رابطه با اسب چه اندازه می باید مطلع و آگاه باشد . این کتاب با عکس ونقاشی قدم به قدم یاد میدهد که چگونه  اسب وسوار می توا نند با هم کار کنند و تواما عضلات بدن را چنان پرورش و توسعه دهند که بهترین شرایط توازن برای آنها به وجود آید .

قدم بعدی یافتن راه آینده سوارکار و اسب است که توانایی و قابلیت کدام یک از رشته های ، پرش با اسب یا درساژ و غیره را دارند و به کدام یک بیشتر علاقمند هستند. در مرحل? پیشرفت? آموزش ، هر درس از دو مطلب متراکم و فشرده تشکیل شده است . برای پرش با اسب ، هر قسمت جداگانه و با جزئیات کامل شرح داده شده است ، با یک تصویر و نقاشی تشریحی کوچک در هر صفحه : وسایلی که برای کار و شرکت در رقابتها و مسابقات مورد نیاز است در آغاز هر بحث با دقت شرح داده شده است.

سه نفر از بهترین سوارکاران سوئدی ،  Mulla Haksson  درساژ، Jana Wannius  پرش با اسب و Janne Jonsson مسابقات سه روزه ، بخشهای مختلف کتاب را مورد بررسی قرار داده اند.

 Gunnar Headlund   شخصا تصویرها را برای کتاب خود ترسیم کرده است تا بتواند هرچه بیشتر و بهتر به صورت جزئی ، توالی حرکات را نشان دهد و او ، در این کار موفقیت کامل داشته، زیرا هم سوارکار و معلمی با تجربه است و هم هنرمندی با ذوق و استعداد . خواننده می تواند با خواندن این کتاب و به کار بستن مطالب آن و استفاده از نقاشی ها و عکسها دانش سواری خود را افزایش داده دریابد آنچه انجام می دهد درست است یا نادرست.

نوشته شده در یکشنبه 88/7/19ساعت 1:59 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

از تیم تحقیقاتی زمینی به کنفدراسیون راه شیری
-----------

تحقیقات مانشان می دهد زمینیهاموجودات عجیبی هستند.آنها قانون درست میکنند ولی خودشان به آن عمل نمی کنند.

انتخابات راه می اندازند و چند نفر را برای انتخاب،‌انتخاب میکنند ولی وقتی یکیشان انتخاب می شود آنهایی که انتخاب نشدند میگویند تقلب شده ویکسری سوسول وفوفول(این یک اصطلاح زمینی است)میریزند درخیابان ها وبه کسی که اکثر مردم انتخابش کرده اندتوهین میکنند

اینجا کسانی هستندکه مثل قزمیت درخیابان ها سطل زباله ها را به آتش میکشندو بانکهایی که در بین التعطیلین تعطیل بودندرا هم به آتش می کشند وبانهایت شرارت رفتار میکنند وقصد دارندکه محدوده ای که د آن زندگی میکنند و نام آنرا وطن گذاشته اند نابودکنند.این گروه از زمینیها جانورانی هستند که جنبش سبزنام دارند

سردسته این قزمیت ها یک "چیزی" هست به نام میرحسین موسوی که فقط بلد است چیز چیز کند و عده ای ازاین انسانهای زمینی راتحریک کند وفریب بدهد.این انسان زمینی خیلی خوب بلد است وانمود کندکه انسان خوبی است ولی با آنالیز هایی که ستاره انجام داد مشخص شد که اینجور نیست.
این موجود زمینی"میرحسین موسوی"در این مدت که ما در زمین بودیم کارهایی کرد که ما چندبارتصمیم گرفتیم تک تک سلول هایش راتجزیه و تبخیر کنیم وهمسرش رانیز کز بدهیم و شرش را از سرانسانها کم کنیم ولی ازآنجا که انسان بی ارزشی بود نخواستیم ماموریتمان را به خاطر چینین "چیز" بی ارزشی به خطر بندازیم

در این مدت به این نتیجه رسیدیم که"میرحسین موسوی"چیز بیخودی است وا صلا اهمیتی ندارد...

اما کسان دیگری هم هستندکه شجاعانه جلوی آن قزمیت ها رامیگیرند واجازه نمیدهند شهر را به آتش بکشند.این گروه در واقع وطن خود را دوست دارند و به هیچ وجه نمی خواهند آنرا به بیگانه بفروشند و خود را انگشت نمای بیگانه نمی کنند.اما نکته جالب درمورد این گروه این است که انسانهایی که طرفدارشخص انتخاب شده"یعنی کسی که دکتر احمدی نژاد نام دارد"هستند، به طرز عجیبی رئیس جمهور و رهبرشان را دوست دارند علاقه ای که هیچ جای دیگری نمونه اش را ندیدیم

تحقیقات ما دراین زمینه همچنان ادامه دارد تلاش ما برای پیدا کردن دلیل رفتارهای قزمیت های زمینی که جنبش سبز نام دارند تاکنون موفقیت آمیز نبوده واگردلیلش را پیدا کردیم برایتان ارسال مینماییم

تماس ...فرت

--
سرفراز باشی میهن من


نوشته شده در جمعه 88/6/6ساعت 6:48 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

 
ثبت وبلوگ حامی دولت اسلامی 

نوشته شده در چهارشنبه 88/5/7ساعت 5:56 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر ازمن می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدنما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتربرود!

اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشتهباشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشینخودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!

اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود رادر خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنندو هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!

اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است کهفرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی

اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی،فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم

اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط بهخاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجاکه روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم،پس چه کسی کمکم کند؟!

اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که بهتو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!
و بالاخره...

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطراین است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغاز رنگ و ریای مادیات  است
می آید... جلوی چشم همه هم کهنمی‌شود!
چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظرشب عروسیمان بوده ای!

نوشته شده در یکشنبه 88/5/4ساعت 12:49 عصر توسط اکبری نظرات ( ) |

1- رفسنجانی: «این نمازجمعه نماز اول انقلاب را تداعی می کند.» به نظر شما منظور رفسنجانی از بیان این حرف چه بود؟

الف : فرزندان من هم مثل فرزندان مرحوم طالقانی منحرف هستند

ب: همانند اولین نماز جمعه ضد انقلابها هم در نماز شرکت کرده بودند

ج: آنموقع هم نماز جمعه در این مکان برگزار شده بود

د : هر سه گزینه صحیح است

2 – موسوی بعد از یک هفته کشته شدن هموطنانمان در سقوط هواپیما را تسلیت گفت. به نظر شما دلیل موسوی از این همه تاخیر چه بود؟

الف : اول قصد داشت سقوط هواپیما را ابطال اعلام نماید

ب : ابتدا این اتفاق را دروغ و ساخته دولت می دانست

ج: فکر می کرد در در سقوط تقلب شده و باید هواپیمای اح م د ی ... سقوط می کرد

د : کلا یک هفته از ملت عقب است

3- خاتمی خواستار برگزاری رفراندوم شد. به نظر شما خاتمی دنبال چیست؟

الف: می خواهد بگوید ما هم هستیم

ب : شرکت کنندگان در رفراندوم باید غیر ایرانی و در اولویت اول ایتالیایی باشند

ج : می خواهد به بهانه این حرف چند سفر دور اروپا و غیره داشته باشد.

د: دیکته دوستان غربیش را به فارسی ترجمه می کند

4 – رفسنجانی به مشهد رفت. به نظر شما با توجه به حضور مراجع در مشهد دلیل این سفر چه بود؟

الف: رفته پابوس امام رضا (ع) از نفاقی که بوجود آورده توبه کند

ب: دلش برای زیارت تنگ شده بود

ج: رفته بود با احمدی نژاد که همزمان در مشهد بود دیدار کند

د: وقتی مراجع قم بودند جرات نکرد برود قم الان از فرصت استفاده کرده است

5- طرفداران موسوی ادعا می کنند که مورد حمله لباس شخصی ها قرار گرفته اند فکر می کنید منظور آنها از لباس شخصی ها چه کسانی هستند؟

الف: کسانی که کت شلوار می پوشند

ب: کسانی که استراحت بیرون می آیند

ج : کسانی که لباس های خودشان را می پوشند

د : خودشان هم نمی دانند چه می گویند

6- هاشمی در پاسخ به بهم زنندگان نظم نماز جمعه: «شما ساکت باشید من بهتر از شما می گویم.» منظور هاشمی از این حرف چه بود؟

الف: من تجربه ام در آشوب بر پاکردن از شما بیشتر است.

ب : اصلا من برای آشوب درست کردن به اینجا آمده ام

ج : من پدر فائزه و محسن و مهدی هستم

د: هر سه گزینه صحیح است

7- رضایی در نماز جمعه به امامت رفسنجانی شرکت کرد. فکر می کنید دلیل حضور رضایی در این نماز جمعه چی بود؟

الف: از هر جا هم انصراف بدم از دبیر مجمع هر گز

ب: عادت کرده هر هفته بره نماز جمعه

ج : از ردیف اول شرکت کنندگان خیلی خوشش می آید

د: می خواست بگه حاج اقا می تونی روی ما هم حساب کنی

از مخاطبین عزیز در خواست می شود در انتخاب گزینه درست هیچ عجله ای نکنند و با آرامش خاصی به مطالعه آن پرداخته و جواب سئوالات را ارسال نمایند.

در ضمن به صد نفر از آنهایی که جواب درست دهند به رسم یاد بود صد جفت کفش برای شرکت در نماز بعدی رفسنجانی و مقداری مچ بند سبز برای تقرب دلها به بیانات خطیب یاد شده اهدا خواهد شد!


نوشته شده در شنبه 88/5/3ساعت 11:23 صبح توسط اکبری نظرات ( ) |


Design By : Pichak